banner2

در چه شرایطی زوجه مستحق مهریه نخواهد بود؟

در چه شرایطی زوجه مستحق مهریه نخواهد بود؟
مطابق ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی زن به مجرد عقد مالک مهر می گردد و می تواند هر نوع دخل و تصرفی در آن داشته باشد و پرداخت مهریه می تواند در سند ازدواج یا عند المطالبه باشدیا عند الاستطاعه که در هر دو مورد زوجه استحقاق مطالبه تمام مهریه را از زوج خواهد داشت.

mehrie
اما سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چه زمانی می توان زوجه را بدون پرداخت مهریه مطلقه نمود؟
در رابطه با مهریه عند الاستطاعه زن باید استطاعت مالی زوج را برای پرداخت مهریه اثبات نمایید و به این به این معنا نیست که مرد می تواند زن را بدون مهریه مطلقه نمایید . در مهریه عند المطالبه نیز با مطالبه زن (دادن دادخواست مهریه) اگر مرد توان یک جای مهریه را نداشته باشد می تواند دادخواست اعسار از پرداخت مهریه را تقدیم دادگاه کرده و تقاضای تقسیط مهریه نماید که در این صورت نیز با پذیرش اعسار شوهر، مهریه تقسیط می گردد و البته این هم به منزله عدم استحقاق زن در مهریه و طلاق دادن زن بدون مهریه توسط مرد نخواهد بود.
اگر زوجه دوشیزه (باکره) باشد دارای حق حبس در دوران عقد و در طول زندگی مشترک می باشد و مادامی که مهریه او پرداخت نشده می تواند از زوج تمکین نکند و تا قبل از طلاق می تواند مطالبه تمام مهریه خود را کند و زوج موظف به پرداخت تمام مهریه زوجه خواهد بود.لیکن مطابق ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی: «هر گاه شوهر قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد زن مستحق نصف مهر خواهد بود و اگر شوهر بیش از نصف مهر را قبلا داده باشد حق دارد مازاد از نصف را عینا یا مثلا یا قیمتا استرداد کند.» پس درصورت طلاق زوجه باکره مستحق نصف مهریه خواهد بود. ممکن است زنی در زندگی مشترک و بعد از عقد نکاح، با مراجعه به یکی از دفاتر اسناد رسمی ذمه زوج را در اصطلاح حقوقی ابراء کند و یا این که مهریه خود را به شوهر ببخشد که همه این ها ارتباطی به عدم استحقاق زن در مهریه نخواهد داشت بلکه صرفا زوجه با اختیار خود حقی را که در مهریه داشته صرف نظر کرده است.
دررابطه با طلاق توافقی یا طلاقی که از طرف زوجه صورت می گیرد و به صورت طلاق خلع می باشد زن مقداری از مهریه یا تمام آن را در قبال طلاق اصطلاحا بذل می کند یا به عبارتی زن با اختیار خود مقداری از مهریه در قبال طلاق به زوج می بخشد که باز هم ارتباطی به عدم استحقاق مهریه به زوجه ندارد.
اما اگر زن ناشزه باشد بدین معنی که از زوجه تمکین نکند و یا این که بیمار باشد و یا حتی مرتکب جرمی شده باشد و یا خیانت کند و مرتکب رابطه نامشروع شود، ارتباطی به مهریه نداشته و همه این موارد مطلقا مانع دریافت و استحقاق زن نسبت به مهریه نخواهد بود و از اشتباهات رایج بین مردم این است که می پندارند رابطه نامشروع زن و یا ناشزه بودن او حق مهریه را از زوجه ساقط خواهد نمود.
فقط در 2 صورت بحث مهریه زوجه منتفی خواهد داشت:
اول اینکه مطابق ماده ۱۰۸۹ قانون مدنی: هر گاه عقد ازدواج (دائم یا موقت) بین زوجین به دلیلی باطل بوده باشد و بین آن ها نزدیکی واقع نشده باشد زن حق مهرنخواهد داشت.
دوم اینکه به استناد ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی: هر گاه به دلیلی نکاح بین زوجین، فسخ گردد و بین آن ها نزدیکی واقع نشده باشد زن مستحق مهر نخواهد بود تنها استثناء آن فسخ به دلیل عنن بودن مرد است (یعنی مردی که توانایی عمل زناشویی نداشته باشد که در این صورت با فسخ نکاح زن مستحق نصف مهر خواهد بود.)
عوامل بطلان نکاح از قرار ذیل است:
1-نكاح با محارم
2- نكاح با خواهر زن
3-نكاح بدون اجازه زوجه با دختر برادر زن و يا دختر خواهر زن وي (كه از آن مي‌تواند به نكاح غيرنافذ نيز ياد كرد)
4-نكاح با زن شوهردار يا با زني كه در عده طلاق يا وفات است با علم به عده و حرمت طلاق
5- نكاح با زن سابقش كه به واسطه لعان از وي جدا شده است
6-نكاح در حال احرام
7-عقد زني كه در زمان علقه زوجيت با همسر سابقش و يا در زمان عده رجعيه با وي زنا صورت گرفته است
8- نكاح با مادر، خواهر و يا دختر پسري كه با او عمل شنيع صورت داده است
9-نكاح با زني كه سابقاً با دختر يا مادر وي نزديكي به شبهه يا زنا شده است
10-نكاح با زني كه 3 دفعه متوالي زوجه او بوده و مطلقه گرديده مگر به واسطه دخالت محلل
11-نكاح همسر سابقي كه به 9 طلاق كه 6تاي آن عدي است مطلقه شده باشد
12-نكاح دايم مرد مسلمان با زن غيرمسلمان غير اهل كتاب
13-تعليق در عقد نكاح
14-نكاح با زن مجبور و مكره در صورت عدم تنفيذ بعدي
15- عدم تعيين مهر و مدت در عقد موقت
16-دم معلوم بودن زن و شوهر براي يكديگر كه موجب شبهه باشد
17-نكاح با دختر باكره بدون اذن ولي قهري و در صورت عدم تنفيذ بعدي ولي و نيز عدم تشخيص مصلحت زوجه توسط دادگاه (راي وحدت رويه 261 هيات عمومي ديوان عالي كشور مورخ 29/1/1363 و نيز ماده 1043 ق.م)

موارد فسخ نکاح :
عیوب زیر در مرد موجب حق فسخ برای زن خواهد بود:
1-خصاء
2-ناتوانی جنسی و وجود مشکل در دستگاه تناسلی . اگر ناتوانی جنسی پس از عقد نیز انجام شود باز هم زن می تواند فسخ نکاح را بخواهد
3-جنون مرد که این مورد نیز حتی اگر پس از عقد بروز کند از موجبات فسخ خواهد بود
در موارد زیر نیز، مرد حق فسخ نکاح را دارد:
1-قرن
2-جذام
3-برص
4-افضاء
5-زمین گیری
6-نابینایی از دو چشم
اگر زن یا مرد پیش از عقد به معایب مورد اشاره آگاهی داشته باشد و با علم به آن مبادرت به عقد نکاح کند، حق فسخ او ساقط می شود
اگر زن بعد از عقد به یکی از معایبی دچار شود که در لحظه‌ی وقوع عقد به مرد حق فسخ می داد، حق فسخ برای مرد نخواهد بود
جنون و عنن در مرد، هرگاه بعد از عقدهم حادث شود، موجب حق فسخ برای زن خواهد بود

لینک دین
تلگرام
اینستاگرام
الووکیل

ورود اعضا

برای دریافت خدمات حقوقی ثبت نام کنید

مشاوره حقوقی